![]() |
پروفایل نویسنده مشاهده قالب های وبلاگ چت روم شکلاتی انجمن تفریحی سرگرمی طراح قالب : آی تم هیس چت |
شاید سال ها بعد در گذر جاده ها بی تفاوت از کنار هم بگذریم
و تو ...
آهسته زیر لب بگویی چقدر آن غریبه شبیه خاطراتم بود.......
عشــــ♥ــــق یــ ـعنـﮯ:
وقــتـﮯ ازت پـ ــرسیــבטּ چــﮧ نســبتـﮯ بـ ــا آقـ ـآ בارﮮ?؟
سـ ـرت رو بـالـآ بــگیرﮮ و شجــاعانـﮧ بگـﮯ عشقمه...
مـ ــیفهمـﮯ?؟
دختر سرزمیــטּ مـَـטּ، یادت باشد خودت را براے عشق هاے الڪے این زماטּ
عریان نڪنـے...
یادت نـرود عشق واقـعـے فقـط در قصـہ هاست .
یادت نرود آینده ات بہ دخـتر بودنـت بستگـے دارد!
خودت میدانـے عاقبت زטּ بـودטּ، قبـل از ازدواج
چیست!
دختر سرزمیــטּ مـَـטּ مواظـب خودت بـاش...
راستـے دختـرڪ یـادت نرود قیمت یـڪ پرده در
ایـراטּ خیلـے زیاد است... خیلـے زیـاد... اگر آטּ
را از دسـت بـدهـے دیگـر هیـچ ندارے...
- اوج مـردانگـے نسل جدیـد را وقتـے فهمیدم ڪہ دیدم : پسرے با نازڪ ڪردטּ
صدایـش (با تلفـטּ) از همجنـس خود، سوء استفـاده میڪرد.
- اوج مردانــگے نسـل جدید را وقتے فهمیـدم کہ دیدم : پسرے از ڪلاه گیس،
موبـند، و گوشـواره ، با افتخـار استفاده میڪرد.
- اوج مـردانگـے نسل جدید را وقتـے فهمـیدم ڪہ دیـدم : پسرے تـوے دعوا، بہ
جاے داد زدטּ، جیــــغ میڪشید!
- اوج مـردانـگـے نسل جدیـد را وقـتـے فهمیـدم کہ دیـدم : پسرے بہ جاے دقیـق
شدטּ در ڪار و زنـدگـے اش، بہ آینـہ زل میـزد و ابرو برمـیداشت.
- اوج مـردانگـے نسل جـدید را وقتـے فهمـیدم ڪہ دیـدم : یڪ پسـر ایرانـے فقط
مـادر و خواهـرش را نـاموس خـود میداند، نـہ تمـام دختـراטּ ایــטּ سـرزمیــטּ را.
- اوج مردانـگــے نسل جدید را وقـتـے فهمیـدم کـہ دیـدم : پـسـرے حاضر است
از جیبـش ببخشد، تا هـر شب ڪنار یڪے از دخـتراטּ شهرش بخوابد.
خـلاصـہ اوج مـردانـگـے این نـسل را در خـیلـے چیزها دیــدم...
پـسر سرزمین مـَـטּ،بهتـریـטּ دعایم برایـت این اسـت ڪہ:"مردانـگـے ات را از
دست ندهـے..."؛ ڪہ اگـر از دست بدهـے دیـگر هیـچ نـدارے....
+ سلامتـے پسرایـے کہ مرد بـودטּ رو یادشوטּ نـرفـتـہ...
دختــر سرزمیــטּ مـَـטּ ملاک هاے زیباییـت را تغیـیر بـده!
بـہ ایــטּ باور بـرس آنکـہ تو را بـراے زیبایـے هاے ظاهرت میخواهد ،
مانـدنـے نیست... فقط مدتـے را از روی هــوس با تو میگذراند
و بعد از ارضـا شدטּ نیازهایـش بـہ راحتـے رهایت میکنــد .
با دقـت بـہ اطرافـــت نـگاه کــטּ!
آنکه تـو را براے خودت بخواهد، زیبایـے قلبـت بـہ چشمش می آید...
دختــــر زیباے سرزمـیــטּ مــטּ
برایـت آرزو میکنـم زیبایـے های حقیقے گـم شده ات را پیـدا کنـے.
اینو بدوטּ مـَـטּ یہ خونہ تو قلبم ساختم، مے دونے براے کے ؟براے تـو؛
از کاه گل تـا صداقتمـو ثابت کـنم...
ولے هنوز گـِـلش خشک نـشده خرابش کردم؛ چوטּ تو ارزش ایــטּ
کلبـہ مقدس رو نداشتـے...
زمیـטּ قلبمم از کسے گرفتـہ شہ پـس دادنـے نیسـت....
حیـف ایـטּ اشکے کـہ مــטּ الاטּ بہ خاطـر تو میریـزم...
جاذبـہ سیـب، آدم را بـہ زمیــטּ زد و جاذبـہ زمیــטּ ، سیـب را....
فرقے نمی ڪند سیـب یا آدم!
سقـوط، سرنـوشت دل دادטּ بـہ هـر جاذبـہ اے غیـر از خـداسـت....
ڪــــــﮧ پُــــــرش مـــــــــــــــــے ڪــنــــــﮧ
چقـد اشتـباه میـکنن اونایی که میـگن :
مـَـرد باید قد بلـند باشه ،
چشـمُ ابرو مشـکی باشه ،
ته ریـش داشته باشه ...
من که میـگم :
مـَـرد باید ﺑﺎ ﻭﺟــﻮدِ همـه ی غــرورش ، مهـربون باشه
با وجــودِ همـه ی لجـبازیاش ، وفـادار باشه
با وجــودِ همـه ی خسـتگیاش ، صبـور باشه
با وجــودِ همـه ی سخـتیاش ، عاشـق باشه
مـَـرد باید مـُـحکم باشه ... باید " تکــــیــه گاه " باشه !
بی هیچ صدایی می آیند
زمانی که نمیدانی
در دلت یک مزرعه آرزو میکارند
و
بی هیچ نشانی از دلت می گریزند
تا تمام چیزی که به یاد می آوری
حسرتی باشد به درازای زندگی
چقدر بی رحمند .....آدمها
این روزهــــــا .... " بغضــــ " دارم !
" گریهـــ " دارم !
تـــــا دلت بخواهد .......
" آهـــــ " دارم !
ولـــــــی
" بـــــــــازیـــــگر " خوبی شده امـــ ....
" مـی خندم "
نگران نیستمــــ
امــــــــــا
فقــــــــط
تـــــا بخواهی در فکر تو بارهــــــا مُردِه امـــ .....
Aytem.ir |