گاهی دلم برای بازوانت تنگ می شود.
ای کاش می شد بار دیگر میان بازوانت گم شوم تا خود را پیدا کنم.
گاهی دلم برای تبسمت تنگ می شود تا تو بخندی
و من شاد شوم.
چگونه تاب می آوری ندیدنم را که من بی تاب توام؟
چگونه میتوانی نشنوی صدایم را که من
دیوانه
شنیدن صدای توام؟
قلبــــــــــم با نگاه تو پیوند خورده،
بیــــــــــــــــــا
از اسب غرور پیاده شویم که
این جاده
به تاریکی و تنهایی ختم میشود
و ما
در سیاهی رفتارمان غرق شده ایم.
نظرات شما عزیزان:
سلام.خوبی گلم.
ممنونم بایت حضورت
بازم زیبا بود.
مرسی.
ممنونم بایت حضورت
بازم زیبا بود.
مرسی.
دو شنبه 11 / 8| |
|
1 PM |.¸¸.•*¨`•Yalda.¸¸.•*¨`•